هوش مصنوعی در حال تغییر چهره بازار کار جهانی است
به گزارش مجله تایم (TIME) مسئله اصلی سرعت سازگاری جوامع با این تحول است. تجربه تاریخی نشان میدهد فناوریهایی مانند نیروی بخار، ماشینآلات نساجی، برق، موتورهای احتراق داخلی و رایانههای شخصی، بین ۲۰ تا ۴۰ سال زمان بردند تا اثر گسترده خود را بر بازار کار نشان دهند. در مقابل، فناوریهایی مانند اینترنت، کانتینریسازی، صفحات گسترده، مراکز تلفن خودکار و کشاورزی مکانیزه، طی ۱۰ تا ۲۰ سال به این مرحله رسیدند.
انتظار میرود ادغام هوش مصنوعی در اقتصادها حتی سریعتر از این نمونهها باشد؛ روندی که میتواند موجی بزرگ از سرمایهگذاری ایجاد کند و حتی به شکلگیری یک حباب منجر شود. با این حال، زمانبندی دقیق اثرگذاری آن بر بازار کار هنوز روشن نیست. برخی از رهبران و کارشناسان معتقدند سرعت این تحول آنقدر بالا خواهد بود که بخشهای بزرگی از بازار کار دچار جابهجایی شوند و نوعی «کمربند زنگزده» جدید در مراکز امروزی مشاغل یقهسفید شکل بگیرد؛ از شهرهایی مانند نیویورک و لندن گرفته تا بنگلور و دبی.
با وجود ظرفیت بالای هوش مصنوعی برای تحول اقتصادی، تمرکز افراطی بر یک فناوری، حتی هوش مصنوعی، میتواند به تصمیمگیریها و سرمایهگذاریهای نادرست در حوزه اشتغال منجر شود. سیاستگذاران، کسبوکارها و نیروی کار باید همزمان به عوامل جمعیتشناختی، ژئواکونومیک و فناورانه توجه کنند تا بتوانند راهبردی واقعبینانه برای توسعه استعدادها و آینده بازار کار طراحی کنند
در مقابل، گروهی دیگر نگاه آرامتری دارند. آنها بر این باورند که هوش مصنوعی بهتدریج وارد محیطهای کاری میشود و بیشتر نقش مکمل نیروی انسانی را ایفا میکند تا جایگزین آن. در این سناریو، زمان کافی برای تطبیق نیروی کار، دولتها و کارفرمایان وجود خواهد داشت و امکان رشد و سازگاری فراهم میشود.
در این چارچوب، گزارش بر ضرورت نوعی سیاست صنعتی برای کارآفرینی تاکید میکند. حمایت هدفمند مالی و ساختاری از کارآفرینی، از فریلنسری و کسبوکارهای کوچک گرفته تا شرکتهای دیجیتال، بهویژه در حوزههای پرتقاضایی مانند توسعه نرمافزار، بازاریابی دیجیتال، مشاوره و صنایع خلاق، میتواند هم برای جوانان فرصتساز باشد و هم رشد اقتصادی داخلی را تقویت کند.
برخی کشورها از همین حالا چنین مسیری را آغاز کردهاند. برای نمونه، برنامه ملی صادرات استعداد در نیجریه با هدف تبدیل این کشور به قطب برونسپاری، تلاش میکند همکاری میان شرکتهای داخلی، دولت و شرکای توسعهای را تقویت کند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که نسل بزرگی از جوانان در کشورهای جنوب جهانی با کاهش فرصتهای پیشرفت اجتماعی و افزایش تنشهای اجتماعی روبهرو شوند.
در نهایت، با وجود ظرفیت بالای هوش مصنوعی برای تحول اقتصادی، تمرکز افراطی بر یک فناوری، حتی هوش مصنوعی، میتواند به تصمیمگیریها و سرمایهگذاریهای نادرست در حوزه اشتغال منجر شود. سیاستگذاران، کسبوکارها و نیروی کار باید همزمان به عوامل جمعیتشناختی، ژئواکونومیک و فناورانه توجه کنند تا بتوانند راهبردی واقعبینانه برای توسعه استعدادها و آینده بازار کار طراحی کنند.
انتهای پیام/